معين الدين محمد زمچى اسفزارى

37

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

[ هيچ فكر دقيق غرقاب خندق عميقش را باياب نكرده . و هيچ پادشاه شديد البطش عظيم القدر بر فتح باب او كامياب نگشته ] « 1 » ، ( بلندى باروى او بمرتبهء كه پاسبانش اگر بكنگره برآيد از آسيب شير فلك در خطر بود ، و ژرفى خندقش بحيثيتى كه اگر در جنبش سبزه دمد از تعرض گاو زمين امان نيابد ، از پهناى خندقش عقاب نيك پرواز « 2 » نتواند گذشت ، و مرغ بر كنگره‌اش اگر تواند رسيد از شدت حرارت آفتاب نتواند نشست ) « 3 » ، قلعه افلاك را از رشك رفعت خاك‌ريز او خاك بر سر « 4 » ، و دائره ديوار چون كوه قافش را با منطقة البروج دست تعصب در كمر . يد تعرض برق آتش‌بار و دست تصرف ابر رعدانداز از شرفات و غرفات او كوتاه ، و حبوب ذخاير اخاير « 5 » ساكنان زواياى او از خوشهء پروين و خرمن ماه . قرآن السعدين « 6 » : هردم ازين قلعه ميمون‌سرشت * قلعهء فيروزه شده خشت خشت

--> ( 1 ) - عبارت ، [ هيچ فكر دقيق غرقاب خندقش را . . . . بر فتح باب او كامياب نگشته ] تماما از زيادات نسخه مج است و در نسخه مك ندارد . ( 2 ) - س : عقاب سبك‌پرواز نتواند . مك : عقاب نيك‌پرواز . ( 3 ) - عبارت ميانه دو هلال : ( بلندى باروى او بمرتبهء كه پاسبانش اگر بكنگره . . . . . . از شدت حرارت آفتاب نتواند نشست ) از زيادات نسخه مك و س است و در نسخه مج ندارد . ( 4 ) - مج : خاك‌ريز او بر سر . مك : خاك بر سر . ( پاباب ) وزن شاداب : آبى كه پاى بر زمين آن برسد و از آنجا توان گذاشت . ته استخر و دريا را نيز گويند . فرهنگ برهان قاطع ( غرقاب ) خلاف پاياب - فرهنگ برهان قاطع . ( شير گردون ) . ( شير فلك ) : كنايه از برج اسد است . برهان . ( گاو زمين ) در افسانه‌هاى كهن و اساطير باستانى گاويست كه زمين بر شاخ آن استوار است . ( خاك‌ريز ) شيب كرانه گوداليكه گرداگرد بارو كشند . ( 5 ) - مج : ذخاير ساكنان . مك : ذخاير اخاير ساكنان . و اخاير جمع اخير اسم تفضيل خير ضد شر . ( 6 ) - مج : قرآن السعدين . مك : عبارت ( قرآن السعدين ) ندارد . در نسخهء س : بجاى ( قرآن السعدين ) ( شعر ) نوشته شده .